شعر و ترانه
شب یلدا یه تبسم قشنگه شب مهربونی دلای تنگه
شب خلوت دلایی که همیشه صاف و سادس مث دریا ابی رنگه
شب یلدا شب دیدار زمستون وقت حس کردن دونه های برفه
لحظه های خوب دورهم نشستن لحظه هایی که پر از طنین حرفه
لهجه ی قاصدکای شب یلدا پره از زمزمه ی دعوت و نوره
خدا نزدیکه به قلبا که همیشه چشم بد از خونه هامون دوره دوره....
این قسمتی از کار(شب یلدا)س دوستان
با صدای اقای حمید فولادی
اهنگ سازی اقای هوشنگ شاهرخی
کاری از مرکزموسیقی صداوسیما
کلیپ اینکار اماده و به شبکه های سراسری فرستاده شده...
لطفا نقد ترانه رو از یاد نبرید...
با تشکر و احترام:بیتا طایی
کنارم بمون و من و پس نزن واسه زنده بودن امونم بده
منی که تو امروزه بی تو گمم یه راهی به فردا نشونم بده
من و با نگاهت به اغما ببر بذار خستگی با تو یادم بره
بذار باورم شه همونی هنوز همونی که از شب خیالی تره.....
کنارم بمون بی تو سردرگمم بذار با تو تب دارو سرزنده شم
به نامت من از زندگی میزنم نمی ترسم از اینکه بازنده شم
ازین بغض سرکش...ازین حال بد به سمت تو میرم که ارامشی
تو تغییر نکردی همونی هنوز تو که پایه ریزه یه اسایشی
تو شاید هنوزم من و یادته منی که هنوزم تو یادم تویی
همونی که جاش و به هر قیمتی... به هیچ کس تو قلبم ندادم ...تویی
ترانه سرا: بیتا طایی
اهنگ ساز و خواننده: سهیل رسول زاده
البوم شورش...
درست مثل یه مترسک تو مزرعه زندگی....
کلاغای نفرت دورم و گرفتن!خوراکشون فقط عذابه...
عذابی که تو بند بند وجودم جا خوش کرده.نمیدونی چقد بزرگ شدن.
قده یه عقاب زخم خورده!تااوج میرن و زانوهای خم شدم و به زمین میخکوب میکنن.
کنار یه رنج عمیق.با زوزوی باد دلواپسی.زیر اسمونی که شبا ستاره هاش سوسو
میزنن.نه برای اینکه میخوان.نه!.فقط برای اینکه بمونن.و روزایی که خورشیدش ساعت ها با دل سردیش در نبرده تن به تنه.
رو وجب به وجب زمین خاطره هام ردپایی از گسل ناکامی جامونده!که با کمترین پس لرزه ای امیدهای واهیم و به مرز سقوط میکشونه.
این جا پناهگاهی دارم از جنس تنهایی.دور تا دورش و حصاری گرفته از حس غریب اضطراب.
مزرعه من گندماش رو به زردی میره و گلای افتابگردونش یخ زدس.
این جا همه چیز خیلی مبهمه!حتی واضح ترین ارزوها.
این فقط یه تصویر از مزرعه زندگیه منه.
اشتباه نکن....زندکی من خیلی عادلانه س....
فقط تقدیر بی عدالته!
با صدای اقای سعید موسوی
و این هم قسمتی از کار....
تو چی بودی که تسلیم تو شد قلبم به این زودی
کنارت خوب وتکمیلم بدون هیچ کمبودی.....
یه خبر خوب شنیدم که بابتش خوشحالم.
و اون به ثبت رسیدن یکی از ترانه هام در مرکز موسیقی صدا و سیماست.
اسم این کار ( شب یلدا ) س و در حال حاضر مراحل تولید رو پشت سر میذاره.
جا داره همین جا از این عزیزان....
استاد اسماعیل امینی و هم چنین آقای حمیدحیدرپناه
به خاطر هم راهی شون صمیمانه تشکر کنم .
با نام به سمت تو میرم با صدای سهیل رسول زاده
در البوم ایشون که با نام شورش به بازار خواهد اومد
با اهنگ سازی و تنظیم خود سهیل عزیز
واین هم قسمتی از کار...
کنارم بمون و من و پس نزن واسه زنده بودن ..امونم بده
منی که تو امروزه بی تو گمم یه راهی به فردا نشونم بده....
یکی از کارهای من با نام (( جنجال ))
قراره با صدای اقای( پیام )خونده شه.
برهنه مثل یک هشدار شکنجه وارو بی تردید
دگرگون کردی احساس و با این جنجال پر تهدید....
اینم یه قسمت از کاره .
اهنگ سازی و تنظیم این کار با اقای سهیل رسول زاده عزیزه.
تو این تاریکی مطلق یه سوسوی غم انگیزم
به این شب گریه تبعیدم به جرم بی پر و بالی
پرم از خاطرات تو.... تو این بن بست بی حالی
بازم دل واپسی هام و تحمل کن که بیتابم
همه چشما تورو دیدن جز این چشمای بی خوابم
نگا کن تو شبم مردم تو غرق نورو سیرابی
نمی خوام زنده باشم تا... من و یک لحظه دریابی
تورو دست خدا دادم چه دل خسته ام از اقبالم
بدونت سایه هم حتی نمی گرده به دنبالم........
دیگه حتی گریه هات ضامن وابستگی نیست....
به دلم برات شده بود و نبودم یکیه...
حتی لبخندای سردت پیش روم زورکیه ...
تلخه اما راسته که دلت برام تنگ نمیشه
چشمات از نبودنم خسته و بی رنگ نمیشه
به دلم برت شده رفتی سراغ دیگروون....
باز فروختی عشقت و به اسم از ما بهتروون
این روزا نگات دیگه برق و تمنا نداره
دستاتم سرد شده شورو تسلا نداره
تکیه هات به شونه ی کیه که من غریب شدم...!
صادقم برات ولی به چشم تو فریب شدم.....!
همون که بی وفاس یه بی قراره
یکی دنبال چشمای قشنگ تر
یکی شکسته دل پی فراره
همون که میگه دنیاش شدی اسون
یهو دنیات و بازیچه میگیره
ادم وقتی میبینه این چیزارو
مریض نباشه سر گیجه می گیره
فقط دوست دارم گفتن و حفظیم
دیگه با بقیه اش کاری نداریم
ما تو جاده ی سخت ادعامون
یه ایستگاهه وفاداری نداریم..
دل ادم شده دل عروسک
تا اون جا که بخوایم به پاش می مونیم
اگه با بد و خوب ساخت که دمش گرم
اگه نه هم که راحت می پیچونیم
با اینکه می دونیم دلش اسیره
میریم سراغ اونهایی که داغن
اونا واسه نیازو وقت و کشتن
تو تاریکی ها حکم چلچراغن
همه خسته ازین دو روزه دنیا
یه روز ماهو یه روزشم میشیم اه
روزای اول و عهدای با هم
تهش ندامت از رفتن این راه...
انگار یه ادم دیگه ام
شبا یه گوشه از اتاق
روزا پی کاره دیگه ام
از وقتی رد شدی ازم
دیگه با خنده دشمنم
نگام به ساعته همش
دیوونه من منتظرم ....!
از وقتی دل بریدی تو
دیگه دلم نا نداره
هیچکی به چشمم نمی یاد
دنیا قشنگی نداره
از وقتی عاشقت شدم
همه من و نشون میدن
خودم دیدم ..با این چشام
به گریه هام میخندیدن
چرا صدام نمی کنی
اشکا م و پاک نمی کنی
بگو دروغه تو بگو
قید من و نمی زنی....
خودم دیدم که این عشق بی دوومه
خودم دیدم نه یکی و نه دوتا
هزاران عشق رو دستت نیمه جونه
دیگه گریه و زاری بی اثر شد
دلم از بی وفاییت بی رمق شد
نمی دونم کجارو کم گذاشتم
که بارون دلم سیل و تگرگ شد
دیگه خنده ی ظاهری نمی خوام
دیگه گریه ی سرسری نمی خوام
شب یلدا واسه بیچاره گی هام
امید صبح روشنم نمی خوام
دیگه خستم ازین بی اعتنایی
همش بی حرمتی بی اعتمادی
دیگه محض رضای خاطراتم
نمی خوام داشته باشیم ارتباطی....
به دورم پیله ای کردی
شدم پروانه ی عشق و
هوای دیگه ای کردی
مث توفان دل سردی
تن بی جونم و کشتی
می دونم از دلت رفتم
این و پیش همه گفتی
می خوام لمست کنم مثل
تن تندیس احساسم
دارم کم کم جوونیم و
تو چشمای تو می سازم
تو با اتیش سردی هات
سوزوندی بال عشقم رو
اسیر خط سرخ درد
تو کردی یاد و اسمم رو
زدی تیره پریشونی
به چشمای غم انگیزم
تو درگیر شکفتن ها
من این جا رنگ پاییزم
واسه تقدیر قلبامون
طلسم حسرت اوردی
می گفتی تا تهش هستم
ولی دیدم کم اوردی
حریر بی وفایی هات
پیچیده دوره تنها ییم
تو کشتی اعتبارم رو
تو جون دادی به رسواییم....
من هنوز حس می کنم تو پیشمی
این حقیقت نداره تنها شدم
تو هنوز هوای گرگ و میشمی
نه حقیقت نداره سفر چیه ...
می دونم چشات به راهه تا بیام
تو رسیدی به بهاره سرنوشت
من هنوز تو کوچه ی اقاقیام
تو بگو راست و دروغمون چیه
راسته که هوای من دلت رو زد...؟
ولی با مرام من یادت باشه
قلب خستم از بدیت حرفی نزد
باورم نمی شه دل کندی ازم
من هنوز اشکام و باور ندارم
من هنوز اول بی قراریم
به خدا میلی به اخر ندارم
تو بگو چیکار کنم کجا برم
از تو با چشای کی حرف بزنم
وقتی نیستی دل به چشم کی بدم
با کی از شکسته هام حرف بزنم...
حتی به خوابم ندیدم
تا وقتی اشنا تویی
با همه اسما غریبم
یه شب بدون تو برام
قده هزارتا می گذره
عشق تو داره به غمام
چوب حراج و می زنه
به جون حرمت دلت
بی تو گرفتاره غمم
تو یاده من کن و نذار
خیال کنم واست کمم
حالا که تو کنارمی
از خدا هیچی نمی خوام
اگه تو باشی مال من
با غصه ها راه نمیام
با تو پر از نوازشم
غرق نیازو خواهشم
بدون لمس بودنت
گم کرده ی ارامشم.....
تو که ضرر نمی کنی
میری پی خوشی و باز
فکر منم نمی کنی
نشستی دست به دست اون
نگات به چشم دیگرون
همه میگن "مبارکه"
چی شد پس اون قرارمون...
توره سفید رو سرت
حرفایی که دورو برت
سیاهی قلبم و گرفت
نشد بشم هم سفرت!
بله ی اخره تورو
شنیدم و کمر شکست
خوشا به حاله اون کسی
که دل به عشق تو نبست
الهی خوش ببینمت
پیر شی به پا رقیب من
جوونیام فدای تو
نجیب نا رفیق من....
یه سال سیاهه اقبالم
یه روز میگی دوست دارم
ولی خیلی گرفتارم
یه روز پیر از جوونیتم
یه روز حیرون سردیتم
یه بار عاشق یه بار فارغ
اره عمریه بازیتم
یه روز چشماته دنبالم
یه روز دیدم سره کارم
یه شب ماهم یه شب اهم
بگو به چی گرفتارم
به پوچی و سیه روزی..
اره سخته فراموشی
حالا که رفتی از یادم
داری تنها ترین میشی
یه روزساکت یه روز پرشور
تو گفتی خواستمت ناجور
یه شب از تو رسید پیغوم
که رفتی از دلم اروم
یه شب گفتم تمومش کن
تو شمع عشقم و فوت کن
نذار بیشتر بسوزه دل
به این بیچاره رحمی کن
یه روز رفتی یه روز سرد
نشد بازم بگم برگرد
یه شب دیدم تو این کوچه
اره..تنها منم شب گرد...
حلالم کن اگر طاقت بیاری
به اون شب گریه های بی عدالت
تو می تونی نبازی کم نیاری
حلالم کن اگر جایی هنوز هست
اگر تو قلب تو عشقی هنوز هست
حلالم کن واسه حرمت اونکه
یه عمری جونشو به قلب تو بست
حلالم کن نگو راهی نداره
ببخش این پر گناهو تو دوباره
حلالم کن نمی دونی چه حالم
چقد دوره ازم شب و ستاره
حلالم کن دلم غریبه این جا
تویی غریب اشنا همین جا
به یادتم به یاد یادگاری
دل تو سر پناه و اخرین جا
حلالم کن که سر تا پا نفس شم
حلالم کن نذار غرق هوس شم
حلالم کن نذار واسه غریبی
گرفتاره نگاهه هر کسی شم...
پایان با هم بودن و اغاز کردم
رفتم که از یادم بره عطر وجودت
من شاهه بازی تورو سرباز کردم...
گرچه بی تقصیرم
گرچه بی نوره چشات
با خودم درگیرم...
انکه می سوزد ولی درمان ندارد قلب ماست
اه ای گردونه ی این روزگار بی وفا...
اینهمه تلخی که می بینی تو از اقبال ماست....
دور دو چشمان تو چون پروانه می گردد....
همين دردي كه ارامش نداره
بيا قسمت كنيم اين سايه بون و
كه بي تو خونه اسايش نداره ....
با تو حالتی دگر دارم ز عیش
با تو تا بی کران
تا ستاره می روم...
با تو غیر تو من هیچ نخواهم دگر
چون هیچ نبینم دگر...
من مپرسم دمی چون هیچ جوابی چون تو نشنیده ام....
وقتی است که شانه هایم شوق تورا می جوید
هر نفسم با زاری عطر تورا می بوید
هر تپشم با فغان نام تورا می گوید...
چگونه بیابم تو را...؟
انگه که جایگهت در خیال پریشان من بس است...
چگونه مال من شوی...
که شب و روز تشنه و مست عطر دل انگیز توام...و سهمم از تو
خاطره و خاطره و خاطره است....
مددی کن مرا خود پسند مغرورم
نگهی کن مرا گل نگهه محبوبم
از مصیبت های سنگین و سهم ناک
کاش سهمم جدایی ها نبود
گرچه من تنها یم...
کاش با تو تنها باشم
اه...چه می گویم من؟
با تو تنها باشم...
تو اگر باشی دگر من نیستم
تو اگر باشی دگر هوش نیستم
تو اگر باشی...
سراسر عشقم شورم شعرم ...
من از حضورت نیست می شوم
غرق می شوم در شادی....
با تو اگر باشم..
تو در اغوشه من؟
بودنم جایز نیست....
محوم من محو تماشای توام....
تکیه میکنم به شونت
چشمای کوره من انگار
عمریه پی نشونت....
به غریبه اعتنا کن
برو اما ..بشنو این و
بعد من خدا خدا کن...
چشم نمی بندم رو همه
جوونم اما پیر غم
اره شکستن حقمه....